سرگردانم؛

میان این و آن، میان ما و شما، میان تو و…

نمیدانم تویی یا شمایی؟ منم یا بنده ام؟ اما هر چه هست، یا شاید هر چه نیست، من همینم! در همین بودنم تردید مکن که دیگر هیچ چیز ناچیزی به این مقدار مرا بی مقدار نپنداشته است. آری من همینم همین بودم و همین هم خواهم ماند…

تشویش و سرگردانی شاید راهیست به سوی بنده گی،  نه بندگی مسالمت آمیز قدسی و آسمانی تنها بندگی از روی بنده بودن شاید من شاید ما…

سرگردانم…