یکی بود، یکی نبود…

اونی که بود با چه انگیزه ای بود؟ شایدم اونی که نبود، انگیزه ای برای نبودنش داشت…

اونی که بود، کی بود؟ اونی که نبود کی بود؟

اونی که نبود خیلی فداکار بود که نبود، تا جا برای اونی که بود باز بشه؛ تا اونی که بود بیشتر تو چشم باشه…

شایدم اونی که بود، با بودنش فداکاری کرده بود، تا اونی که نبود، راحت باشه، بتونه با نبودنش به خوشی های دیگه اش برسه…

یا نه! اونی که نبود، فکر می کرد اگه نباشه واسه اونی که بود بهتر میشه، اونی هم که بود فکر می کرده اگه باشه واسه اونی که نبود بهتره!

نظر شما چیه؟ کدوم نگاه درسته؟