- شنیده بودم وقتی یک نفر سقوط می کنه، احساس بی وزنی می کنه. همیشه فکر می کردم احساس بی وزنی باید حس شیرینی باشه؛ اما اخیراً یه سری اتفاقاتی برام افتاد که نظرم تغییر کرد.

- حس می کنم دارم با سرعت تمام سقوط می کنم! با شتاب گرانش! دلیل و باعثش بماند، اما این سقوط چه حالی رو به آدم القا می کنه؟ درسته که احساس بی وزنی خیلی لذت بخشه، اما مهم اینه که این حس دیر به سراغ آدم میاد. وقتی میاد که که خوف حیات آدم از دست بره یا اینکه دیگه مطمئن شه کاری ازش ساخته نیست و به این درک برسه اینجور وقتا بهتره به جای غصه خوردن واسه از دست دادن دنیا و سبکسری هاش، بهتره از سبکی لذت ببره، یا اینکه بدونه اون طرف جایی داره بهتر از این طرف.

- ناگفته نماند آدم نباید هیچ وقت امیدش رو از دست بده. معتقدم اگه تا اینجای سقوطم چترم باز نشده، هنوز احتمال باز شدنش به صفر هم نرسیده! شاید یهو باز شد! پس در عین لذت از سقوط و احساس بی وزنی، سعی می کنم چتر رو هم باز کنم.
دوستی معتقد گذر زمان حلال خیلی از مشکلاته! شاید گذر زمان موجب شه گیر چتر من هم برطرف شه.

پی نوشت ۱) خیلی خسته شدم، خدایا چترم رو باز کن.
پی نوشت ۲) برام دعا کنید.
پی نوشت ۳) تا مدتی به خونه اصلیم بر می گردم و اینجا تعطیل! شاید که آینده!

و تمام شد…